ما را چه میشود ؟!

داشتم حساب میکردم ببینم به بهانه زبان ! این چند وقت چند تا فیلم دیدم !! حسابش کلاً از دستم در رفته ! این آخریا که گیر دادم به فرانسوی !!!!!!!

 احساس میکنم عقلم رو به زوال است !!!


سرم داره از بیخوابی میترکه ، نمیرم بخوابم !

چرا ؟!

بازی فصل ها !

اینم از بازی دکتر بابک ، که گفته از فصل ها بنویسیم :

بهار : خواب !!! توی بهار دو برابر میخوابم !! از این ۱۳ روز تعطیلیش زیاد خوشم نمیاد ، چون همیشه مهمون داریم تو اون ۱۳ روز ! از ۸ صبح بدون وقفه تا ۱..۲ شب!

آخر بهار هم که همیشه ضد حال بوده ، امتحان داشتیم همش !

تابستون : بچه که بودم ، خونمون طبقه پنجم بود !! تفریح ظهرای تابستونم این بود که کیسه پلاستیک آب میکردم ، درشو گره میزدم ، از پنجره اتاق میپاییدم !! تا یکی میومد رد شه مینداختم پشت سرش !!!! کیسه هه توی پیاده رو میترکید ! طرف خیس آب میشد ! من کلی کیف میکردم !!!!

این تفریح همچنان ادامه داشت تا بالاخره یه روز مچم توسط مامانه! گرفته شد !!!

پاییز : خوب من اولین بار توی پاییز عاشق شدم! اون موقع ها دبیرستانی بودم !!!

زمستون : الان که به زمستون فکر میکنم فقط منو یاده کلاسهای ۵ تا ۷ دانشگاه میندازه ! همه جا تاریک ، صدای زوزه باد ، شایدم یه کمی برف یا بارون ! و اون همه راهی که باید از دم در دانشکده تا دم در دانشگاه بیای !!!

 

*** راستش در حال حاضر هیچ احساس خاصی ندارم نسبت به فصل ها !  دلم میخواد این یکی دو ساله زندگیم زود تر بگذره تا تکلیفم روشن بشه !! نمیدونم باید روی رفتن حساب کنم یا روی موندن !

 

یکشنبه22/6/88ساعت 1.56 بامداد!!

پرت و پلا نوشت :

امشت از اون شباییه که حال هیچ کاریو ندارم ، حتی جیش کردن ! بعد ۴۵ دقیقه کلنجار رفتن با خودم بالاخره تصمیم گرفتم برم دستشویی !!! تازه مسواک هم نزدم !!! قصد هم ندارم بزنم.

یه شبیخون به یخچال زدم ، یه تیکه کباب ، یه تیکه کیک ، یه هلو ، یه شکلات !! اصولا سیستم گوارش خرس هم با این رژیم غذایی میریزه به هم! اما از هر چی که کم دارم ، خدارو شکر معده هه سالمه  همچین عین ساعت کار میکنه !!

نمیدونم چرا دارم وزن کم میکنم !!!! انگاری این باشگاه رفتنه نساخته بهم

--------------------------

وزن فعلی : ۴۲ کیلو گرم

وزن دلخواه : ۶۰ کیلو گرم

مشاور تغذیه : اگه طبق این برنامه غذایی پیش بری ، تا ماهه آینده حداقل ۵ کیلو اضافه میکنی !

من : من دو برابر اینی که نوشتی دارم میخورم !! ۳ کیلو هم کم کردم !!!!!

مشاور تغذیه : مشکله روحی داری!!

من :


** دچاره کمبود محبت شدیم !! یکی نازمان را بکشد !!

 

ما حالمان خوب است !

این مدت درگیر کلاسُ امتحانُ اینا بودم به علاوه یه سری مسایل خصوصَکی !! هم زیاد وقت نداشتم هم اینکه نوشتنم نمیومد

به هر حال ما کماکان زنده، صحیح، سالم ،چاق، چله ... میباشیم !!!

 

** ما خیلی خودمان را فشرده کردیم ! و یه کلاس زبان فشرده تر گرفتیم ! حالا هر روز هی مخش (مشق) داریم بنویسیم !!! و نظر به اینکه ما شدیدا تنبل میباشیم این کلاس زبان خیلی دارد مارا فشرده میکند !!