تعارف الکی !
داری از خستگی میمیری یارو زنگ میزنه بیاد خونت اگه بگی خسته ام میگه عجب آدم بی ادبی بود !
حالت از طرف به هم میخوره ، تو دلت داری فحشش میدی ! تو روش نگاه میکنی لبخند میزنی میگی وای چقدر خوشحال شدم دیدمت
میخوای پول رستوران رو حساب کنی هر کدوم تعارف میکنن میگن وای نه به خدا نمیزارم تو حساب کنی !! تو دلشون خدا خدا میکنن که تعارفشون نگیره یه وقت ! آخرشم خودت حساب میکنی
میگه مزاحمت شدم ؟! میگی ای وای خدا مرگم بده ! این چه حرفیه شما مراحمی !!
میگه منظورت به من بوده تو وبلاگت نوشتی اینجا رو چند نفر غیر مجازی میخونن و راحت نیستی و این حرفا ! میگی نه بابا !! من که با تو این حرفا رو ندارم !!
ای بـــــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــا
خوب دست از سره آدم بر دارین دیگه !!
آخه این چه زندگیه مزخرفیه که ما برای خودمون ساختیم ؟!؟!؟
ــــ زمان چه زود میگذره ! نه؟؟
ــــ چه زود عادت میکنیم !! نه؟؟
بعداً نوشت : احساس مسمومیت میکنم ! خوب هر آشغالی که خوردنی نیست ! بر پدر هر چی فست فودیه ..........
(نقطه چین رو با هر چی خواستین پر کنین !)